بازدید : 20 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391
متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده می شود که در مواردی جزئی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب زا و مخرب است. خیانتهای زنانه عوامل مختلفی دارد که میتوان به آنها اشاره کرد:
1- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر
یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانیکه بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود میآید و مشکلات شخصیتی باعث میشود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانتها میشود.
زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.
2- گذشته بیبندوبار زن
یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بیبندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده است و تربیت غلط گذشته باعث میشود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشته اند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستیهای دوران مجردی خود را نمیتوانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در همان چارچوب به روابط خود ادامه میدهند.
3- احساس تنهایی کردن
مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی میتواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانیکه میخواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی میبینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمیتواند برای آنها وقت بگذارد گرایش پیدا میکنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.
4- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان
عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگیهای طرفین میتواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطهها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل میتوانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریمهای خانواده شکسته میشود و افراد پایبند چارچوبهای اخلاقی نیستند.
بازدید : 22 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391
تعداد زنانی که یائسه میشوند، روز به روز در حال افزایش است. طول عمر ما بیشتر شده است اما بین زمانی که در زندگی متکی به خود هستیم و زمانی که به دیگران وابسته می شویم، 10 سال فاصله است.
هنوز سر در گم هستیم که واقعاً یائسگی چیست و چطور باید با آن کنار آمد. در این مقاله این موضوع را از دیدگاه دکتر جنیفر بلیک، استاد دانشگاه تورنتو و رئیس انجمن بیماری های زنان و زایمان بررسی می کنیم.
زنان هنگام تولد همه ی تخمک هایی را که در طول عمر آزاد می کنند در خود دارند، در حالیکه مردها در طی عمر خود همواره اسپرم های جدید تولید می کنند. در طی دوران پیش از یائسگی هورمون هایی که باعث قاعدگی می شوند در زنان رو به کاهش میرود. دوران پیش-قاعدگی معمولاً در حدود سن 47 سالگی آغاز می شود و حدود 4 سال طول می کشد تا به یائسگی بینجامد—که 12 ماه قاعده نشدن به طور متوالی است. برای بیشتر زنان انتقال به یائسگی تدریجاً انجام می گیرد. اما در 10 درصد زنان این عمل آنی و ناگهانی است.
کاهش استروژن روی وضعیت رحم، سینه ها، استخوان ها، کبد، مغز و روده ها تاثیر می گذارد. 75 درصد از زنان در این دوره دچار گر گرفتگی شده و برای 10 درصد این زنان این مسئله حتی بیش از 5 سال طول می کشد. علاوه بر گر گرفتگی علائم دیگری نیز برای یائسگی وجود دارد که شامل درد مفصل ها، سختی در تمرکز کردن، عرق کردن بیش از حد، خشکی مهبل، تغییرات خلق و خو، بی خوابی یا کم خوابی، احساس تعرق در شب، تکرر ادرار و در 50 درصد خانم ها، کاهش میل جنسی می باشد.
از آنجا که سطح پروژسترون نیز در بدن کاهش می یابد، عادات ماهانه نامنظم شده و حاملگی دشوارتر می شود. همچنین میزان تولید تستوسترون که میل جنسی ما را باعث می شود، کاهش می یابد. برای اکثر خانم ها HRT درمانی مناسب شناخته شده است چون هم به آسان تر کردن این علائم کمک می کند و هم احساس سلامتی را در فرد بالا می برد. درمان تستوسترون نیز کمک کننده بوده است اما هنوز بی نتیجه و غیر قطعی است. درمان آندروگن برخلاف کانادا، در امریکا بسیار مورد استفاده قرار می گیرد و در مورد یائسگی های ناگهانی نتیجه بخش بوده است.
کمبود میل جنسی شکایتی است که بیشتر زنان یائسه دارند ولی ما نمی توانیم آن را فقط به گردن تغییرات هورمونی بیندازیم. میل جنسی علاوه بر هورمون ها، تحت تاثیر خستگی، وضعیت سلامتی و جسمی، انتظارات اجتماعی، تجربه های جنسی قبلی، سلامتی همسر، استرس و مسائل زمانی نیز می باشد. مسئله ی بغرنجی است...
برای کنار آمدن با یائسگی و حفظ صمیمیت جنسی بعد از بالا رفتن سن چه باید کرد؟
بازدید : 23 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391
رسیدن بـه اوج لـذت در زنـان یـک واکنش طبیعی جنسی است که تا کنون به صورت معمایی سربسته باقی مانده و به اوج نرسیدن در حین عمل جنسی میتواند سرمنشا مشکلات فراوانی باشد. ریشه بسیاری از مشکلات زناشویی در این مسئله میباشد.
اوج لذت جنسی در زنان از فرآیند پیچیده تری نسبت به مردان برخوردار است و به همین دلیل زمانی بیشتر می برد تا زن به اوج لذت جنسی برسد. این عمل در زنان دارای یک روند برای تخلیه است به طوری که زمان خاصی برای بوجود آمدن آن نمی توان مشخص کرد.
حدود 10 درصد از زنان به ارگاسم نمی رسند یا اوج لذت جنسی آنان از طریق خود ارضایی می باشد یادگیری به اوج لذت جنسی رسیدن به یک امر مهم و ضروری برای بقای زندگی زناشویی در زنان تبدیل شده است .
به عقیده برخی از محققان، زنان لذت بیشتری از یک رابطۀ جنسی می برند تا مردان!
البته این موضوع اثبات نشده است که لذت جنسی زنان چه میزان است ولی در برخی موارد لذت جنسی زن را ۷ یا ۹ برابر قدرت جنسی مرد دانسته اند که این نشان از پیچیدگی این امر دارد.
زن و شوهر با کسب مهارت باید بدانند که چگونه می توانند به اوج لذت جنسی مطلوب برسند. که در این میان مردان وظیفه سنگین تری دارند و بایستی با کسب مهارت در رسیدن به لذت جنسی به همسر کمک کنند و همچنین همسر نسبت به شوهر این وظیفه را انجام دهد.اوج لذت جنسی در مردان صرفاً با تحریکات بدنی و تماس ایجاد می شود. در حالیکه این پدیده در خانم ها بسیار پیچیده تر بوده و تا حد بسیار زیادی به شرایط روحی و ارتباط عاطفی طرفین بستگی دارد.
به اوج لذت جنسی نرسیدن خانم ها می تواند به دلیل بی علاقگی، اضطراب و شرایط روحی نامناسب و مقاربت به روش نادرست باشد و بعلاوه برای بعضی خانم ها این الزام وجود ندارد که با هر مقاربت الزاماً به ارگاسم برسد.
شاید یکی از راههای زیر گره گشای مشکل شما باشد:
1- اکثر زنان به اشتباه تصور می کنند که در طول رابطه جنسی آرامش بسیار مهم است اما آنها از این نکته غافل هستند که تنش هم در طول رابطه جنسی بسیار مهم و عامل رسیدن به اوج لذت جنسی است.
زنان باید یاد بگیرند که تمام عضلات آنها ساق پا ؛شکم، باسن و... دررسیدن به اوج لذت جنسی درگیر می شوند.
اکثر زنان می گویند هنگام اوج لذت جنسی انقباض در لگن را احساس می کنند.
بازدید : 15 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391
باید هرگونه رابطه قبلی و پنهانی را قطع کنند و این رابطه آنها نباید نیمه کاره باشد. زیرا باعث بلاتکلیفی افراد در زندگی مشترک خود می شود و...
برای اینکه فردی رابطه قبلی خود را بعد از ازدواج فراموش کند، باید به تمام خاطرات و وابستگیهای آن فرد، «نه مقدس» بگوید. برخی از افراد با اینکه زندگی مشترکی را آغاز کردهاند، اما نمیتوانند، رابطه قبلی خود را فراموش کنند.
«مهدی دوایی»دکترای روانشناسی و عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی در اینباره میگوید: یکی از دلایلی که با ارتباط داشتن با جنس مخالف، مخالفت میشود این است که بعد از ازدواج آسیبهایی به وجود میآید که قابل جبران نیست، زیرا از لحاظ روانی یک لنگرگاهی میسازد که جابجایی این لنگرگاه یک مقدار زمانبر است. مهم این است که این افراد نگذارند، رابطه خاص عاطفی برقرار شود.
در این رابطهها گاهی آسیبهای روانی ایجاد میشود که باعث میشود آن فردی که رابطه قبلی داشته، زمانیکه ازدواج میکند، ذهنش هنوز درگیر رابطه قبلی خود باشد. در این مواقع فرد دچار پرخاشگری، احساس افسردگی، خوشحال بودن مصنوعی و ناامیدی و یا حتی نسبت به رابطه قبلی خود احساس گناه می شود.
7 توصیه برای فراموشکردن دوستیهای بدون سرانجام
1- به تمام این وابستگیها «نه مقدس» بگویید: زمانیکه فردی ذهنش درگیر رابطه قبلی خود است، برای همیشه به این رابطه «نه مقدس» بگوید؛ یعنی تمام ذهن خود را که برای رابطه قبلی خود اشغال کرده است، تخلیه کرده و خود را پایبند زندگی مشترک خود کند.
برخی از افراد میگویند«ما میخواهیم با فردی که قبلا رابطه داشتیم، دوباره رابطه برقرار کنیم که فقط از احوالش باخبر باشیم»، و اگر از او باخبر باشیم، حتما با همسرمان زندگی مشترک خوبی داریم و اگر خبری از او نداشته باشیم، در زندگی مشترکمان هم مشکل به وجود آید. که این رفتار کاملا اشتباه است و امکان هرگونه زمینهسازی برای ارتباط مجدد را باید از بین برد.
بازدید : 81 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 25 ارديبهشت 1391
نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.
اشتباهاتی است که دختران جوان مرتکب می شوند و سبب می شود که همیشه تنها بماند.
متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و ... در سال هاى اخیر سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد. این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند. پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!










